مردم همه با آتش و هیزم شادند مردم به تصور و توهم شادند من مثل چهارشنبه آخر سال آتش به جگر دارم و مردم شادند
بیزارم از این پوچی و بی معنایی از این همه دلبستگی دنیایی ای کاش دلم خوشه ای از گندم بود، در دست گرسنگان آفریقایی
تو ماهی و ما محاق خواندیم تو را دریایی و باتلاق خواندیم تو را تو معجزه ی پیمبرانی ای عشق شرمنده که اتفاق خواندیم تو را
انشام دوباره بیست، بابای گُلم! موضوع: کسی که نیست -بابای گُلم- دیشب زن همسایه به من گفت: «یتیم» معنای یتیم چیست؟ بابای گُلم!
کانال تلگرامی میلاد عرفان پور
صفحه میلاد عرفان پور در اینستاگرام
بیوگرافی میلاد عرفان پور